صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

90

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

ثواب و عقاب است . اين رأى با رأى قمى نيشابورى - كه قبلا ذكر كرده‌ايم - سازگارى دارد ؛ يعنى « قبول فيض الهى بدون واسطه . » برخى مىگويند : « امانت همان لا إله الا اللّه است . » ؛ چون هيچ مخلوقى نيست مگر اين كه به زبان حال به توحيد و تسبيح خداوند شهادت مىدهد . و برخى معتقدند كه همان اعضاى بدن است ؛ يعنى چشم ؛ امانتى از جانب خداوند كه نگاهدارى آن و به كار نگرفتنش در راهى جز خرسندى خداوند ، واجب است . همچنين گوش ، دست ، پا ، نيروى جنسى و زبان . اين سخن از رأيى كه مىگويد ، صورت انسانى همان امانتى است كه آدمى به پذيرش آن رضايت داده ، چندان دور نيست ؛ يعنى انسان بر صورت رحمان آفريده شده است . چنان كه در حديث آمده است و گفتيم ، خداوند برتر از آن است كه در صورتى وارد شود و يا به شكل يا چهره‌اى نزول كند ، بلكه مقصود از آن صورت معنوى است . گروهى معتقدند كه مراد از آن ، امانتهاى بشر و وفاى به عهد است . برخى هم معتقدند ، همان شناخت و معرفت خداوند است . علّامه طباطبايى اين سخن را از ديگر سخنان به حق نزديكتر مىداند و چندان با رأى او تفاوت ندارد . وى معتقد است ، امانت همان كمال حاصل آدمى از جهت اعتقاد و عمل صالح و سلوك در راه كمال و با پيشرفت از حضيض مادّه به اوج اخلاص است كه خداوند وى را براى خود خالص گردانده است و كسى جز او در آن شريك نيست . و خداوند سبحان تدبير امور وى را به عهده مىگيرد كه همان ولايت الهى است . اين ولايت از جهتى امانت است و مراد از عرضهء آن به اشياء ، مقايسه ؛ و مراد از پذيرش و نپذيرفتن آن ، وجود استعداد و صلاحيّت برگرفتن يا نگرفتن آن است . اين معنا قابليّت آن را دارد كه بر آيه منطبق باشد ؛ چون آسمانها ، زمين و كوهها - با عظمت و قدرتى كه دارند - فاقد آمادگى پذيرش آن هستند . و مراد از نپذيرفتن و بيم داشتن آنها همين است . اين امانت ، همان ولايت الهى و كمال صفت عبوديّت ، تنها به علم به خداوند و كار شايسته ، يعنى عدالت حاصل مىشود . اتّصاف به اين دو صفت - يعنى علم و عدالت - كه مىتوان آن را در برابر نادانى و ستم قرار داد ، براى آن است كه آدمى به خودى خود و مطابق سرشت خويش بسيار ستمگر و نادان است ؛ و بدين گونه حامل امانت الهى است .